دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل

تبلیغات
تبلیغات

منوهای سایت

آمارگیر خصوصی


عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

امکانات جانبی

***شهر عشق***

آخرین ارسال های انجمن

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
1605fns4565
092fns4565
1529fns4565
062fns4565
047fns4565
2570admin
2472admin
0398admin
0373admin
0452admin

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل

رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل

رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل

نام رمان :رمان روزهای خاکستری

به قلم :هانیه حدادی اصل

حجم رمان : ۴.۱۵ مگابایت پی دی اف , ۱.۲مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۱ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۴۳ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختر و پسری به اسم سها و سیاوشه که از بچگی به اسم هم بودند و قرار بوده که باهم ازدواج کنند.در عین حال که اطرافیان اصرار داشتن که این دو تا با هم ازدواج کنند .این اصرار باعث میشد که تنفر این دو نفر از هم بیشتر بشه.تا اینکه سها عاشق پسری به اسم کامیاب میشه و …

 

 


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت pdf

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت apk 

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت java

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت jad

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان روزهای خاکستری از هانیه حدادی اصل با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

خانه پر از هیاهو بود . دود اسپند همه جا را پر کرده بود به حدی که چشم چشم را نمیدید . همه فامیل جمع بودند . همه شاد بودند و می خندیدند حیات اب و جارو شده و بوی محبوب شب همه جا پیچیده شده بود ریسه چراغ های رنگی باغ را زیبا تر ساخته بود . گوشه ای از باغ دیگ های بزرگی روی هیزم گذاشته بودند و اشپز های زیادی مشغول تهیه و تدارک شام بودندبچه ها گوشه دیگر جنب و جوش شیرینی داشتند و بزرگترها هر کدام به کاری رسیدگی میکردند . تمام اتاق ها پر از ممهمان بود خانم ها در طبقه پایین و اقایان در طبقه بالا بودند . همه خدا را شکر میکردند و به سودابه تبریک میگفتند که این بار نوزاد سالمی به دنیا اوردهاو که بعد از ازدواجش چهار بچه مرده به دنیا اورده بود بالاخره صاحب دختر سالمی شده بود سودابه عزیز دردانه و اخرین فرزند خان بابا یکی از مالکان بزرگ محلات شمیران بود و همه خان بابا را بزرگ خود می دانستندو او را به طور خاصی دوست میداشتند و احترام خاصی برایش قائل میشدند هیچ کس به خود اجازه نمیداد چه در حضور خان بابا و چه در غیابش پشت سر سودابه حتی او را با

منبع: رمان سرا

 

نویسنده : | موضوع: دانلود رمان , رمان های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاریخ انتشار : جمعه 18 دي 1394 ساعت: 11:28
تعداد بازديد : 1494

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات بنری

شهر عشق , دانلود رمان , رمان , دانلودرمان , رمان عاشقانه , سایت شهر عشق , سایت عاشقانه , سایت رمان , رمان جدید , دانلود رمان جدید , سایت عاشقانه شهر عشق , عشق , lovecity , city love , شهرعشق , ,هفت شهر عشق ,شـــــــــهر عشـــــــــــــــــــق,شـــهر عــــشــــق,شهـــــــــــــــر عشـــــــــــــــــق,هفت شهر عشق,شهر عشق Seven Cities of Love شهر عشق کجاست؟ ,دانلود آهنگ شهر عشق ,رمان فوریو دانلود رمان ,نگاه دانلود ,دانلود رمان ,رمان های عاشقانه ,دانلود رمان,ڪلبـــــہ ی رمــان ,رمانسرا ,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ,دانلود رمان برای ,دانلود رمان تک سایت,دانلود رمان

شهر عشق

دانلود رمان , سایت عاشقانه

برای ورود به کانال تلگرامی قلب شیشه ای کلیک کنید