close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی

دانلود اهنگ جدید

منوهای سایت

دسترسی اسان به مطالب


ابزارهای وبلاگ



آمارگیر خصوصی


عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

امکانات جانبی

سایت عاشقانه شهر عشق


قابل توجه بازديد کنندگان عزيز

 
تمام مطالب بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد...

♥ سایت عاشقانه شهر عشق ♥














˜”*°•.˜”*°• لیست کانال ها و گروه های تلگرام  •°*”˜.•°*”˜


آخرین ارسال های انجمن

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
2141admin
2229admin
0156admin
0137admin
0181admin
0188admin
1277admin
0286admin
0251admin
0207admin

رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی

رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی

رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی

نام رمان :رمان بازگشت به خوشبختی

به قلم :فهیمه رحیمی

حجم رمان : ۲.۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۶ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱۵۹ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی زندگی یه دانشجوی شهرستانیه که با اومدن به تهران و مستاجر شدن تو خونه دوستش به خواهر دوستش علاقمند میشه ولی بخاطر اتفاقاتی که میوفته دختر داستان ازدواج میکنه و میره خارج بعد از سالها که برمیگرده….


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت pdf

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت apk

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت java

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت jad

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان بازگشت به خوشبختی از فهیمه رحیمی با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

بسته سفارش برادرم را از روی میز برداشتم ، و در حالی که بازویم از سنگینی آن به طرف پائین کشیده می شد رو به مادر کردم و گفتم :
خیلی سنگین است . لبخند کمرنگی بر لبش نقش بست و گفت : اگر فکر میکنی نمی توانی آن را حمل کنی بگذار تا خودش ببرد . نفسی را که در سینه حبس کرده بودم با کشیدن نفس عمیق تری خارج کردم و گفتم : حالا که مسئولیت رساندن آن را قبول کرده ام می برم . تا نزدیک در به یاریم آمد و در را برای بیرون رفتنم گشود، و با دلسوزی مادرانه اش گفت : مواظب باش زمین نخوری ، بهتر است با تاکسی بروی . پذیرفتم چون بسته براستی سنگین بود و برای من وزنه ای غیر قابل تحمل . یک لحظه از بی فکری سعید و این که از من خواسته بود بسته کتاب های امانتی دوستش را برگردانم ، به خشم آمدم .
سر خیابان مدتی به انتظار تاکسی ایستادم . اما با رسیدن اتوبوس تصمیم را عوض کردم و سوار اتبوس شدم داخل اتوبوس خیلی شلوغ بود اما مرد جوانی صندلی خود را به من داد . با گفتن ” خیلی متشکرم ” جای او نشستم و بار دیگر نفس عمیقی کشیدم . نگاهم را به روبرو دوختم اما ازدحام جمعیت امکان دیدن خیابان را از من سلب کرده بود . سعی کردم از شیشه کنار دستم خیابان را تماشا کنم .
در حالی که به بیرون خیره شده بودم به خودم می اندیشیدم . به هجده بهاری که پشت سر گذاشته بودم و این که حالا ، به عنوان دیپلمه بیکار چه می خواهم و به دنبال کدام هدف هستم . برای آینده تصمیمی نداشتم ، حتی دوازده سال تحصیل را نه به خاطر کار هی شدن ، بلکه به صرف این که باید خواند و مدرک گرفت ، گذرانده بودم .

 

منبع: رمان سرا

 

نویسنده : | موضوع: دانلود رمان , رمان های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاریخ انتشار : جمعه 18 دي 1394 ساعت: 11:45
تعداد بازديد : 326
  • دانلود فیلم لانتوری با لینک مستقیم
  • دانلود فیلم ما همه گناهکاریم
  • دانلود فیلم عاشقانه سلام بمبئی
  • مطالب مرتبط

    بخش نظرات این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی

    تبلیغات بنری