close
تبلیغات در اینترنت
دنلود رمان در تمنای توام از رویا رستمی

دنلود رمان در تمنای توام از رویا رستمی

دانلود مد بازی
دانلود اهنگ جدید

منوهای سایت

دسترسی اسان به مطالب


ابزارهای وبلاگ



آمارگیر خصوصی


عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

امکانات جانبی

سایت عاشقانه شهر عشق


قابل توجه بازديد کنندگان عزيز

 
تمام مطالب بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد...

♥ سایت عاشقانه شهر عشق ♥














˜”*°•.˜”*°• لیست کانال ها و گروه های تلگرام  •°*”˜.•°*”˜

آخرین ارسال های انجمن

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
2204admin
0123admin
0137admin
0118admin
0157admin
0156admin
1258admin
0269admin
0232admin
0199admin

رمان در تمنای توام از رویا رستمی فرمت pdf,java,epub,apk

رمان در تمنای توام از رویا رستمی فرمت pdf,java,epub,apk

رمان در تمنای توام از رویا رستمی

 

نام رمان :رمان در تمنای توام

به قلم :رویا رستمی

حجم رمان : ۵.۶۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۶۱ کیلو بایت نسخه ی epub

 

خلاصه ی از داستان رمان:

 

داستان درباره دختری به نام آلما هستشکه به پسر داییش علاقه داره ، اما پسره حتی حاضر نیست یه نگاه بهش بندازه. داییش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه ، اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز داستانه ……

 


لینک دانلود رمان اطلاح شد

برای دانلود کلیک کنید

 

صفحه ی اول رمان:

زیر چشمی نگاهش کرد،با آرامش مشغول خوردن صبحانه اش بود.کمی این پا و آن پا کرد و گفت:

– نکیسا؟

نکیسا سرش را بلند کرد و با بی تفاوتی گفت:چیه؟

حتی یکبار هم دل خوش نکرد این پسر دل کوچک این دختر هوایی عشق را! آلما اخمهایش را درهم کشید و گفت:

-نشد یه بار صدات کنم نگی چیه؟

نکبسا بی حوصله گفت:کمتر حرف بزن بگو چی می خوای؟

آلما با آنکه به رفتار نکیسا عادت داشت اما هر دفعه که رفتار سرد و بی تفاوت و تا حدی خشن او را با خود می دید باز هم ناراحت می شد.آلما با ناراحتی از سر میز بلند شد و گفت:هیچی دیگه!

نکیسا به چهره درهم رفته آلما نگاه کرد اما بدون آنکه به روی خود بیاورد خود را مشغول صبحانه اش کرد.آلما از آشپزخانه بیرون رفت،کیفش را از روی مبل درون سالن برداشت که زن دایی اش از پله ها سرازیر شد. با لبخند به سویش برگشت و گفت:

– سلام زن دایی،صبحتون بخیر.

شکوفه خود را به او رساند با مهربانی لبخندی به رویش پاشاند و گفت:

-سلام دختر گلم کجا داری میری؟

– میرم دانشگاه،کلاس دارم.

– تو که ماشینت خرابه،صبر کن اگه نکیسا نرفته بگم برسونت.

نکیسا! اسم زیبایی است اما خودش ،رفتارش، اخلاقش و…آنقدر نازیباست که دل این زیبای مغموم را بشکند!

آلما فوری گفت:نه زن دایی بیتا میاد دنبالم،باهاش میرم.

شکوفه با شک به آلما نگریست و گفت:مطمئنی؟

آلما لبخند اطمینان بخشی زد و گفت:خیالتون راحت،دیگه برم که دیر شد.

شکوفه صورتش را بوسید و آلما به سرعت از خانه خارج شد و با تاکسی به دانشگاه رفت.شکوفه به آشپزخانه رفت نکیسا با دیدن مادرش صبح بخیر گفت.شکوفه جوابش را داد و با چشم غره گفت:

– نتونستی این دختر رو برسونی که با تاکسی نره؟

شکوفه خوب فهمیده بود که آلما برای آنکه از نکیسا کمک نگیرد به دروغ گفته بود بیتا به دنبالش می آید.نکیسا بی تفاوت گفت:

– از کجا می دونستم؟ در ضمن به من چیزی نگفت.

-باید می گفت؟ یعنی تو نمی دونستی ماشینش خراب شده؟

 

 

 

نویسنده : | موضوع: دانلود رمان , رمان های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاریخ انتشار : جمعه 18 دي 1394 ساعت: 11:26
تعداد بازديد : 2170

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

Zahra
این نظر توسط Zahra در تاریخ 1395/3/20 و 0:53 دقیقه ارسال شده است :
سلام خسته نباشید..چرا رمان در تمنای توام 2 رو نمیتونم دانلود کنم؟ ممنون میشم جواب بدید
پاسخ : سلام ممنون از نظرتون
لینک دانلود اصلاح شد
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات بنری